برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
وقتی وبلاگ برای از تو نوشتن مرا کم است
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
باشد، مرا غروب باش ای طلوعِ دلانگیزِ دیگران
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برف آرام و بینجوا شروع به باریدن کرده است. سکوتی مرگاندود از خیابانهای شهر بالا میرود و شهر را از خود پر میکند. بوی شب همه جا پیچیده و چراغها یک به یک روشن میشوند. درشکهچی آرام و صبور از مقصد میپرسد. نگاهی به اطراف میاندازم و با صدایی که به سختی از گلو خارج میشود میگویم: هر جا که اینجا نباشد.
خیابان دور میشود...
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
شب تب داشت، داشت بیپرده پرده سیاه آه را روی بوی خیس گیس انبوه اندوه تنهاییهایِ های هایش پهن میکرد.
شب بود
سرد بود
غم بود...
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری